برداشت نادرست از «دیوانگی» و نقش آگاهی روانی در مراجعه به روانپزشک
۱. مقدمه: برچسبی به نام «دیوانگی«
در فرهنگ عمومی، واژهٔ «دیوانه» اغلب بهعنوان
یک برچسب تحقیرآمیز و قضاوتگرانه استفاده میشود. این کلمه معمولاً به افرادی نسبت
داده میشود که رفتارشان با هنجارهای اجتماعی همخوان نیست یا احساسات شدیدی بروز میدهند.
اما در روانپزشکی و روانشناسی
علمی، چنین مفهومی به این صورت وجود ندارد. علم از عبارتهایی مثل:
• اختلال روانپزشکی
• نقص در عملکرد هیجانی یا شناختی
• دشواری در سازگاری و کارکرد روزمره
استفاده میکند، نه «دیوانگی
«
۲. تعریف علمی «دیوانگی»: چرا این مفهوم وجود ندارد؟
در علم روان، «دیوانه»
تعریف تشخیصی ندارد. این واژه یک اصطلاح عامیانه است که ریشه در تاریخ و فرهنگ دارد.
در روانپزشکی چه ملاکی
وجود دارد؟
طبق معیارهای
DSM-5 و
ICD-11، فرد زمانی به کمک نیاز دارد که:
1.رنج روانی قابل توجهی تجربه
کند (اضطراب، افسردگی، آشفتگی(
2.عملکرد شغلی، تحصیلی یا
فردی مختل شود.
3.رفتارها یا هیجانات از
کنترل خارج شده باشند.
4.الگوهای فکری باعث آسیب به خود یا دیگران شوند.
هیچکدام از اینها «دیوانگی»
نیست؛ بلکه انسانبودن با پیچیدگیهای طبیعی ذهن است.
۳. چرا مردم میگویند «مگه من دیوونهام؟»: ریشههای روانشناختی مقاومت
۱) انگ (Stigma) و ترس از قضاوت اجتماعی
در بسیاری از فرهنگها
مراجعه به روانپزشک برابر است با:
•ضعف
•ناتوانی
•بیعقلی
این باور غلط باعث میشود
افراد مراجعه را نشانهٔ «خراب بودن» یا «غیرعادی بودن» بدانند.
۲) ناآگاهی هیجانی (Emotional Unawareness)
برخی افراد بهخاطر نداشتن
سواد هیجانی، نشانهها را نمیشناسند و فکر میکنند «چیزی نیست
«این شامل:
•ناتوانی در نامگذاری احساسات
•انکار رنج روانی
•عدم تشخیص خستگی روانی
میشود. به این حالت در
روانشناسی الکسیتیمیا (Alexithymia) یا مشکل در تشخیص هیجانات هم میگویند.
۳) مکانیسمهای دفاعی(
1.انکار
(Denial): پذیرفتن
اینکه نیازمند کمک هستم سخت است.
2.فرافکنی
(Projection): مشکل
را بیرونی میبینم، نه درونی.
3.»تحقیر
(Devaluation): «روانپزشک به چه درد میخوره؟
این دفاعها موقتاً اضطراب
را کم میکنند اما مانع درمان میشوند.
۴) تفسیر اشتباه از درمان روانپزشکی
بسیاری تصور میکنند:
•دارو یعنی جنون
• مراجعه یعنی مشکل شدید
در حالیکه روانپزشکان
بیشتر با استرس، اضطراب، اختلال خواب، افسردگی خفیف و مشکلات کاملاً رایج سروکار دارند.
۴. آگاهی روانی (Psychological Insight) چیست؟
آگاهی روانی یعنی فرد بتواند:
1.افکار و احساسات خود را
بشناسد
2.بفهمد چه چیزی باعث رنج
یا رفتارهایش میشود
3.بپذیرد که کمک گرفتن یک
انتخاب سالم است
4.علت رفتارهایش را با واقعیت
بسنجد، نه با باورهای تحریفشده
کاهش آگاهی روانی نشانهٔ «ضعف عقل» نیست؛
بلکه یک مهارت یادگرفتنی
است، مثل سواد عاطفی، تفکر دقیق و خودفهمی.
۵. تفاوت «دیوانگی» با «عدم آگاهی
مفهوم
تعریف علمی
پیامد
دیوانگی (مفهوم عامیانه)
وجود خارجی علمی ندارد؛
برچسب فرهنگی
موجب شرم، ترس و جلوگیری
از درمان
عدم آگاهی
(Lack of insight)
ناتوانی در تشخیص مشکلات
روانی و نیاز به کمک
تأخیر در درمان، تشدید
علائم، مقاومت در مراجعه
آنچه موجب مشکل میشود
دیوانگی نیست؛ بلکه ناآگاهی نسبت به وضعیت روانی است.
۶. مراجعه به روانپزشک = خودآگاهی، نه « جنون »
در علم سلامت روان، مراجعه
به متخصص دقیقاً نشانهٔ:
•بلوغ روانی
• مسئولیتپذیری نسبت به
خود
• هوش هیجانی بالا
• پیشگیری از آسیبهای جدیتر
است.
در اغلب کشورها، مراجعه
به رواندرمانگر به همان اندازه عادی است که رفتن به دندانپزشکی.
۷. نتیجهگیری
جملهٔ «مگه من دیوونهام که
برم روانپزشک؟» محصول انگ اجتماعی، ناآگاهی و مکانیسمهای دفاعی است.
علم روانپزشکی مفهومی
به نام «دیوانگی» ندارد؛ بلکه با طیف طبیعی مشکلات روانی انسان سر و کار دارد.
بنابراین مراجعه به روانپزشک
نه تنها نشانهٔ «دیوونگی» نیست، بلکه
نشانهٔ درک، آگاهی و شجاعت روانی
است.
منبع
Clement, S., Schauman,
O., Graham, T., Maggioni, F., Evans-Lacko, S., Bezborodovs, N., Morgan, C.,
Rüsch, N., Brown, J. S. L., & Thornicroft, G.
What is the impact of mental health-related
stigma on help-seeking? A systematic review of quantitative and qualitative
studies. Psychological Medicine,
کلمنت، س.، شومان،
ا.، گراهام، ت.، ماجونی، ف.، ایوانز-لاکو، س.، بزبارودوفس، ن.، مورگان، ک.، روش، ن.،
براون، ج. اس. ال.، و تورنیکرافت،گ.
انگِ مرتبط با سلامت روان چه تأثیری بر کمکجویی دارد؟ مروری
نظاممند بر مطالعات کمّی و کیفی