اختلالات خلقی
                        اختلالات خلقی

اختلالات خلقی به چند دسته تقسیم می شوند:

  1. گروه افسردگی که شامل :
    • فسردگی اساسی
    • افسردگی پایدار
    • بی نظمی خلق اخلالگر
    • ملال پیش از قاعدگی

    که در بخش افسردگی توضیح داده شده اند.

  2. گروه دو قطبی
    • دو قطبی نوع 1
    • دوقطبی نوع 2
    • سیکلوتایمی

را شنیده ایم، بسیاری از مواقع در ارزیابی هایی که توسط bipolar تقریباً همه ما نام اختلال دو قطبی یا عموم رخ می دهد ، هر نوع نوسان خلق یا تغییرحالت سریع فرد را اختلال دو قطبی می نامند . در صورتی که این اختلال ، یکی از مشکلات جدی در حوزۀ بیماریهای روانپزشکی است که با مشکلات زیادی در زندگی فردی و اجتماعی شخص مبتلا همراه است .

اختلال دو قطبی نوع 1

شدیدترین نوع این اختلال است که در آن فرد حتماً باید دورۀ مانیا را نشان دهد. دورۀ مانیا ویژگیهای خاص خودرا دارد و با شادی و پرانرژی بودن و یا بشاش بودن در رفتار،کاملاً متفاوت است ( تشخیص باید توسط متخصص صورت گیرد) از جمله ویژگیهای این دوره:

فرد خود را در اوج قدرت می بیند و خود بزرگ بینی دارد، سرمایه گذاریهای بزرگ و ریسکی دارد، بسیار ولخرج می شود، شادی مصنوعی در عین داشتن یک غم درونی، پرخاشگری و تحریک پذیری بال

البته این شرایط بسیار شدید است و عملکرد و زندگی فرد را تقریباً به طور کامل مختل می نماید. در بسیاری از موارد ، در طی دورۀ مانیک نیاز به بستری بیماروجود دارد و طبیعی است که در مورد این اختلال حتماً نیاز به دارودرمانی در کنار روان درمانی وجود دارد. فرد بعد از دورۀ مانیا وارد دورۀ افسردگی یا هایپومانیا می شود.

اختلال دوقطبی نوع 2

فرد دورۀ هایپومانیا را همراه با افسردگی اساسی تجربه می کند. در دورۀ هایپومانیا خلق به طورنابهنجار و مداوم بالا بوده و تحریک پذیر است و همچنین افزایش نابهنجار و مداوم فعالیت و یا انرژی بالاوجود دارد. در کل علائم هایپومانیا بسیار شبیه به مانیا است با این تفاوت که به اندازۀ مانیا عملکرد فرد را مختل نمی کند و لذا در بسیاری از موارد در دوقطبی نوع 2 نیاز به بستری وجود ندارد.

سیکلوتایمی ( ادوارخویی)

ویژگی اصلی این اختلال، اختلال خلقی مزمن و نوسان کننده است که در دوره های متعدد نشانه های هایپومانیک و دوره های افسردگی باشد. در کل این اختلال باید حداقل به مدت 2 سال در فرد وجود داشته باشد ( البته برای تشخیص در کودکان و نوجوانان یک سال هم کافی است ) .

آنچه هرگز نباید فراموش کرد این است که ارزیابی و تشخیص اختلالات روانی کاری است که نیاز به علم و دانش خاص و تبحر و تجربه دارد،بنابراین قطعاً باید از متخصصین این حوزه کمک گرفت و اصلاً نباید به متنهای علمی و داستانهای افراد بسنده کرد. همچنین این اختلالات نیاز به کنترل دارند تا کمترین آسیب به فرد واطرافیان او وارد گردد که این نیزمستلزم تخصص است .